X
تبلیغات























سفرنامه ی باران

باران که بیاید همه عاشق هستند

غمگین چو پاییزم ، از من بگذر 


شعری غم انگیزم ، از من بگذر 


سر تا به پا عشقم ، دردم ، سوزم 


بگذشته در آتش همچون روزم 


غمگین چو پاییزم ، از من بگذر 


شعری غم انگیزم ، از من بگذر


بگذار ای بی خبر بسوزم ، چون شمعی تا سحر بسوزم 


بگذار ای بی خبر بسوزم ، چون شمعی تا سحر بسوزم 



دیگر ای مه به حال خسته بگذارم ، بگذر و با دل شکسته بگذارم
 

دیگر ای مه به حال خسته بگذارم ، بگذر و با دل شکسته بگذارم 


بگذر از من تا به سوز دل بسوزم 


آه ، در غم این عشق بی حاصل بسوزم 


بگذر از من تا به سوز دل بسوزم
 

آه ، در غم این عشق بی حاصل بسوزم 


بگذر تا در شرار من نسوزی ، بی پروا در کنار من نسوزی
 

همچون شمعی به تیره شب ها
 

می دانی عشق ما ثمر ندارد ، غیر از غم ، حاصلی دگر ندارد
 

زین قصه ی غم افزا 


غمگین چو پاییزم ، از من بگذر
 

شعری غم انگیزم ، از من بگذر
 

سر تا به پا عشقم ، دردم ، سوزم 


بگذشته در آتش همچون روزم 


غمگین چو پاییزم ، از من بگذر 


شعری غم انگیزم ، از من بگذر   

  

شعر از : «تورج نگهبان» 

 

دانلود تصنیف "از من بگذر"   

 

با صدای زیبای  "علیرضا قربانی" نازنین

  

  

نوشته شده در 1389/02/02ساعت 08:11 توسط باران نظرات (7)

Design By : Pars Skin