X
تبلیغات
رایتل























سفرنامه ی باران

باران که بیاید همه عاشق هستند

پنداشتی چون کوه،


کوه خامش و دمسردم؟


بی درد، سنگ ساکت بی دردم؟


نی...


قله ام،


بلندترین قله ی غرور.


اینک درون سینه ی من التهابهاست


هر چند


نستوه کوه ساکت و سردم


لیک


آتشفشان مرده ی خاموشم...


"حمید مصدق"

نوشته شده در 1389/03/05ساعت 15:56 توسط باران نظرات (0)

Design By : Pars Skin