X
تبلیغات
رایتل























سفرنامه ی باران

باران که بیاید همه عاشق هستند

خواستم بگویم:
صدای تو را دوست دارم
صدای تو از آن و از جاودان می سراید
دیدم نه تنها صدایت را
که نگاهت را
خنده ات را
مهربانی ات را
پاکی ات را
صداقتت را
دوست دارم
پس بهتر است بگویم:
وجودت را دوست دارم
آری استاد مهربانم
بزرگ الگوی من در زندگی
با تمام وجود می خواهمت
چشمم آن روز مبیناد که خاموش در این ساز تو بینم 

آنکه دستور زبان عشق را 

بی گزاره در نهاد ما نهاد 

خوب میدانست تیغ تیز را 

در کف مستی نمی بایست داد 

 

نوشته شده در 1389/06/20ساعت 17:07 توسط باران نظرات (3)

Design By : Pars Skin