X
تبلیغات
رایتل























سفرنامه ی باران

باران که بیاید همه عاشق هستند

شاعر نیستم 

ننوشته ام به کاغذ خطی

قطره ی اشکم را

 

می دهم دست صبا

می برد سوی سپهر

 

و خدا از باران می سراید شعری 

می نویسد آنرا

روی یک برگ درخت

می نویسم آنرا 

پای دیوار بلند قلبت

و تو می پنداری

 

 بچه ای بازیگوش

می سراید شعری 

 

دوست بارانی ام "مهدی"

 

مدیر بلاگ " رویای زنبورهای وحشی"

نوشته شده در 1389/02/18ساعت 12:01 توسط باران نظرات (2)

Design By : Pars Skin