X
تبلیغات
رایتل























سفرنامه ی باران

باران که بیاید همه عاشق هستند

 

 

 

 

در شبی آرام و طوفانی - در شب مهتاب و بی تابی

 

در شب سرد زمستانی -

 

در هجوم وحشی کابوس های سرد روسی

  

با هجوم ابرهای تیره و تاریک

 

با صدای خشمناک رعد و برق آسمان

 

با تو هستم آه باران

 

با تو ای همرزم و همراه - با تو ای مهد سحر گاه - با تو ای زرین قبا

 

با تو دارم شرح حالی پر ز رنج و پر ز نور

 

با تو دارم نکته ها از انجمن ها - مو به مو دارم سخن ها 

 

گر بپرسی راست - بی گمان گویم راست - قصه و آنچه زمن بر تو رواست

 

 روزگاری دوستان نیک و دل پاکی سراغم بود 

 

جایتان خالی - راستی کانون گرمی بود

 

با صدای قل قل قلیان - صدای های و هوی مردمان

 

هم صدا با استکان ها - با طنین تیشه ها بر سنگ خارا

 

می زدیم و می نوشتیم - چه فریاد و چه بیداد ها

 

چه افسون و چه افسان ها -چه فرهاد و چه شیرین ها

 

همچنانم هوشیار - چشم در چشم تو می اندازم - گوش جانت با ماست ؟

 

آه باران - یاد دارم پرده ی نقالیت را -

 

قصه ی رستم دستان - آخرین امید ایران - پهلوان نام داران

 

قصه ی عشق سیاوش - آرش و سهراب - قصه از آن پاک دینان

 

ناگهان طوفان خشم و نفرت وسردی - قاب عکس هر چه پستی

 

چون حدیث نابرادر آن شغاد - می وزید از هر سوی - می دمید از هر کوی

 

بر در نقالخانه مهر تبعید

 

پرده ی نقالیت اکنون غبار غربت و اندوه 

 

یادگار چای زخم خنجری بر پشت

 

ما لا مال رنج نا گفته - او جواب پرسش هرگز نپرسیده

 

آه باران - وقت باریدن رسید 

 

دیر گاهی است که گویا - رفته از یاد خدا

 

مردم آبادی - مردم و  آزادی

 

قلب ها غرق به غم - کینه ها پشت به هم

 

و به اتمام برسان آخرین برگ سفر نامه را

 

آخرین برگ سفر نامه ی" باران" اینست : که زمین چرکین است. 

 

  

از بلاگ دوست نیک پندارم 

 

 "حکایت به شرط چاقو"   

 

دانلود موسیقی دلنشین "باران عشق" 

 

اثر جاودان "ناصر چشم آذر"

 

 

 

نوشته شده در 1389/01/29ساعت 18:58 توسط باران نظرات (1)

Design By : Pars Skin