X
تبلیغات
رایتل























سفرنامه ی باران

باران که بیاید همه عاشق هستند

 

هر روز 


شیطان لعنتی  


خط های ذهن مرا
 

اشغال می کند 


هی با شماره های غلط ، زنگ می زند،‏ آن وقت 

 
من اشتباه می کنم و او 

 
با اشتباه های دلم
 

حال می کند.
 

دیروز یک فرشته به من می گفت: 
 

تو گوشی دل خود را  


بد گذاشتی  


آن وقت ها که خدا به تو می زد زنگ 

 
آخر چرا جواب ندادی 


چرا بر نداشتی؟!
 

یادش به خیر  


آن روزها 


مکالمه با خورشید
 

دفترچه های ذهن کوچک من را  


سرشار خاطره می کرد 


امروز پاره است 


آن سیم ها  


که دلم را 


تا آسمان مخابره می کرد.
 

××× 


با من تماس بگیر ، خدایا
 

حتی هزار بار  


وقتی که نیستم 

 
لطفا پیام خودت را  


روی پیام گیر دلم بگذار. 

 

"عرفان نظر آهاری"  

 

نوشته شده در 1389/01/28ساعت 19:31 توسط باران نظرات (0)

Design By : Pars Skin