X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان























سفرنامه ی باران

باران که بیاید همه عاشق هستند

 "غزل" عزیزم 

شاه بیت غزل زندگی ام 

غزال غزلهایم 

غزل حافظ

  

 

"روناک" دختری به روشنای خورشید 

دختری که اهورا به ما بسی لطف ها کرد  

و او را به ما هدیه داد 

روناک زیبایم 

 

 

 

"ساغر" هستی من 

زیبا و مهربانم 

دختری که وقتی لبخند میزند 

زیبایی و مهربانی اهورا مزدا را  

در خنده های شکرینش می بینم 

دختری که همیشه دوستش خواهم داشت 

 

    

 

"باران" که بیاید همه عاشق هستند 

و این کوچک ترین عضو خانواده ی ما 

باران زیبا 

دختری که به لطافت باران است 

و با آمدنش این همه عطر خوبی و مهر آورد 

آه باران! 

ای امید جان بیداران! 

بر پلیدی ها که ما عمریست در گرداب آن غرقیم 

آیا چیره خواهی شد؟ 

آه باران!

 

 

  

 

و این پسر زیبا 

"محمد" من است 

محمد مهربانم 

محمدی که هم چون گل محمدی  

زیبا و دوست داشتنی است 

محمدی که دوستش دارم 

و همیشه دوستش خواهم داشت 

ولی امید دارم وقتی بزرگ شد 

بفهمد که به همه ی انسان ها  

به ویژه دختران احترام بگذارد 

و بداند 

که او به خاطر مذکر بودنش هیچ گونه برتری 

نسبت به دختران ندارد 

اگر این را درک کرد 

بسی بیشتر دوستش خواهم داشت 

سلام آقا محمد با ارادت!!! 

جیگمل زیبای عمه

  

 

 

 

نوشته شده در 1389/01/22ساعت 13:28 توسط باران نظرات (2)

Design By : Pars Skin